بشمار #
لیلامون بورسیه نداشت پدرش بیزنس روسیه نداشت
از جیب ضعفا نزد و خونه، مغازه و ارثیه نذاشت
سدوم#
شرمنده اهل امید نیستم
امید شهری بود که سوزوندنش
مملکت شیرای پیر
گرگای جوون
جون ارزون و آرزو گرون
شست پات تو فوتبال بره از اجبار عشقش چپ پا شی
یا سرمو بزنه شاه یا شاه شمو سر بزنم
بوی کافور و گلاب پاهای سرد سردخونه آخر خط
بوی ناجور کباب پاهای زرد ترکیدهی ممد
قاتل نصف شهر موتور بود و نصف دیگه روو عرق و مواد
تو دریا میشد غرق شی یا تو رویای یه زندگی شاد
بعد تو هیچ چیز دوست داشتنی نیست...
ما را در سایت بعد تو هیچ چیز دوست داشتنی نیست دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 135