بشمار #
لیلامون بورسیه نداشت پدرش بیزنس روسیه نداشت
از جیب ضعفا نزد و خونه، مغازه و ارثیه نذاشت
سدوم#
شرمنده اهل امید نیستم
امید شهری بود که سوزوندنش
مملکت شیرای پیر
گرگای جوون
جون ارزون و آرزو گرون
شست پات تو فوتبال بره از اجبار عشقش چپ پا شی
یا سرمو بزنه شاه یا شاه شمو سر بزنم
بوی کافور و گلاب پاهای سرد سردخونه آخر خط
بوی ناجور کباب پاهای زرد ترکیدهی ممد
قاتل نصف شهر موتور بود و نصف دیگه روو عرق و مواد
تو دریا میشد غرق شی یا تو رویای یه زندگی شاد
برچسب:
نویسنده: یاسین اسدیان