اسم؟ یه عاشق
ـ فامیل؟ تنها
ـ فرزند؟ دو بنده خــدا.
ـ سن؟ سالهای سال ، موهایی مشکی
ولی روحی پیر و فرسوده.
ـ محل تولد؟
گوشه ای در این دنیا.
همون جایی که مردمانش
همه ظاهری زیبا
ولی قلبـی سنگی دارند.
همون جایی که آسمونش
با اینکه آبیه اما همیشه
بارون میاد. اونجا که گل هايش
همه قشنگند اما همشون
غصه دارند. اونجایی که دوست
و دشمنت یکیه و محبت و عشق
و دوستی توی لغت نامشون
ناپدید شده و بی معناست.
ـ جرمت چیه؟ جرمم؟
نمی دونم.
ـ برای چی اومدی اینجا؟ میگن چون
که عاشقم.
ـ عاشقی جرمه؟ این روزا آره.
ـ چرا جرمه؟ چون باعث میشه
مردم بهم اعتمـاد
کنند.
ـ اعتماد کردن جرمه؟ میگن این روزا
بزرگترین اشتبـاه.
ـ حرفی برای دفاع از خودت داری؟
من بی گناهـــم.
ـ سخن آخر؟ عاشق بودم ،
عاشق هستم
و عاشق میمانـم.
ـ حكم صـــادره شده ؟!
عاشق تنها وبـی کـس،
متولـد گوشه ای در این دنیـا،
فرزند دو بنده خدا ،شما به
جرم عاشق شدن و اعتماد کردن
به دیگران
تا زمانی که در این دنیا نامی
از تـو وجود دارد به زندگی در
سیاهی و بی اعتمادی و
خالی از عشق و محبت
محکوم می شوید...!!!
ما را در سایت بعد تو هیچ چیز دوست داشتنی نیست دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 131